02188602690 – 02188602689
تهران، خیابان جمال الدین اسد آبادی، نبش کوچه شصتم، ساختمان تابان، پلاک 432، طبقه سوم ، واحد 304
دکتر بابک ثابتی / اختلالات روانپزشکی / 10 برداشت نادرست در زمینه اختلالات اعصاب
مدت زمان مطالعه ۱۶ دقیقه

10 برداشت نادرست در زمینه اختلالات اعصاب

پيدايش ناراحتي‌هاي اعصاب و روان غالباً مبتني بر عوامل متعددي است كه ريشه در زمينه‌هاي تربيتي و وراثتي فرد دارند. وجود اين عوامل در كنار هم، بستر مساعدي را فراهم مي‌آورد كه در آن، تجربيات ناراحت‌كنندة زندگي موجب بروز يك ناراحتي پايدار در روان فرد مي‌شود. به همين قياس درمان بيماران اعصاب و روان نيز مبتني بر رفع يا تضعيف عوامل فوق‌الذكر خواهد بود و در اين ميان داروها نقش بسزايي را ايفا مي‌كنند و در اغلب اختلالات اعصاب و روان، بهترين نتيجه درماني توسط تلفيقي از انواع رواندرماني در كنار داروها حاصل مي‌شود. در ادامه برای رفع ابهامات 1010 برداشت نادرست در زمینه اختلالات اعصاب با دکتر بابک ثابتی همراه شوید.

اختلالات اعصاب

10 برداشت نادرست در زمینه اختلالات اعصاب، در جامعة ما، اعتقاداتي در رابطه با ناراحتي‌هاي اعصاب و روان وجود دارد كه نه ريشه در مذهب و عرف دارند و نه مبتني بر شواهد و مدارك ملموس و عيني مي‌باشند. با اين حال اين اعتقادات سينه به سينه منتقل شده و موانع بزرگي را در راه پيش‌گيري و درمان صحيح ناراحتي‌هاي اعصاب و روان ايجاد كرده‌اند. نمونه‌هاي مهمي از اين موارد به شرح زير مي‌باشند :

1- ناراحتي‌هاي اعصاب و روان برخاسته از ضعف هستند.

اغلب تصور مي‌شود ناراحتي‌هاي اعصاب و روان برخاسته از ضعف هستند، البته عوامل زيادي وجود دارند كه يك فرد را مستعدتر به ابتلا به اين ناراحتي‌ها مي‌نمايند. ليكن اين عوامل الزاماً ارتباط با ضعيف بودن ندارند، بلكه بيشتر با زمينه‌هاي ارثي و تربيتي در ارتباط هستند. براي توضيح اين مطلب مي‌توان مثالي زد: دو بوته را تصور كنيد كه يكي بوتة خار است و خشك و ديگري پر از برگ و گل؛ حال اگر جرقه‌اي به هر دوي آنها برخورد كند، آنكه مشتعل مي‌شود بوتة خشك است. آن جرقه حوادث زندگي است كه در بسياري از موارد غير قابل پيش‌گيري مي‌باشد، البته بحثي نيست كه حوادث زندگي وقتي خيلي مهيب باشند اغلب افراد را تحت تأثير خود قرار مي‌دهند. اگر به جاي يك جرقه، يك صاعقه رخ دهد، يك درخت تنومند را نيز به آتش مي‌كشد. ليكن ما غالباً علاقه داريم علت آتش گرفتن بوتة خشك را نيز، بروز جرقه بدانيم. اين در حالي است كه در واقع علت مشتعل شدن بوتة خار، نه جرقه بلكه خشكي آن است. در اين بستر مساعد دروني است كه يك جرقه، شعله مي‌آفريند. خيلي‌ها در كنكور قبول نمي‌شوند، خيلي جوانها دچار شكست عاطفي مي‌شوند ولي همة قبول‌نشده‌ها افسرده نمي‌شوند و همة شكست‌خورده‌ها دست به خود‌كشي نمي‌زنند يا معتاد نمي‌شوند، پس به مثابه خشكي آن بوته خار، در عده‌اي از افراد اين زمينه وجود دارد كه در اثر مواجهه با تجربيات دردناك زندگي، دچار ناراحتي‌ اعصاب و روان شوند.

2- كسي بايد به روانپزشك مراجعه كند كه ديوانه است.

غالباً اين تصور وجود دارد كه هر ناراحتي‌ اعصاب و روان همان ديوانگي است وكسي بايد به روانپزشك مراجعه كند كه ديوانه است، لذا هر كس به روانپزشك مراجعه مي‌كند حتماً ديوانه است. لذا فردي كه اندكي آشفته است ولي خود را ديوانه نمي‌داند، دليلي براي مراجعه به روانپزشك نمي‌بيند، هر قدر آشفتگي درونش بيشتر مي‌شود براي اين كه به اصطلاح تسليم ناراحتي نشود با شدت بيشتري مراجعه به پزشك را انكار مي‌كند.

اطرافيان بيمار نيز غالباً همين رويه را دارند و به تصور خود براي حفظ آبروي خانواده سعي مي‌كنند فرد بيمار را به هر نحو ممكن تحمل كنند تا مبادا مردم بگويند در خانوادة آنها يك ديوانه هست، بيشتر مايلند فكر كنند كه مريضشان مثلاً ”بداخلاق است” ”عيب‌گير است” ”گير مي‌دهد” يا ”عصباني است”، در حاليكه همة اينها علايم ناراحتي دروني هستند. چنين نگرشي باعث مي‌شود اين فرصت طلايي ـ يعني زماني كه مشكل روحي تازه شروع شده و اغلب درمان آن بسيار ساده‌تر و مؤثرتر است ـ از دست ما برود و غالباَ بيمار زماني مراجعه مي‌كند كه يا ديگر خودش نمي‌تواند خودش را تحمل كند ( مثل افكار خودكشي) يا ديگران نمي‌توانند او را تحمل كنند و در اين زمان غالباَ چند سال از شروع بيماري گذشته است و در اين مرحله ديگر درمان مشكل بوده و احتمال موفقيت كاهش مي‌يابد.

2- كسي بايد به روانپزشك مراجعه كند كه ديوانه است.

3- ارادة فرد، تنها راه مبارزه با ناراحتي اعصاب

اغلب تصور مي‌شود كه راه مبارزه با ناراحتي اعصاب و تسليم نشدن در مقابل آن، ارادة فرد است.به بيمار گفته مي‌شود: ”اينقدر فكرهاي بد نكن“ ”براي چه اضطراب داري“ ”به جاي اين حرفها پاشو برو ورزش كن“.

مواردي كه در رسانه‌هاي مردمي نيز به كرات گفته يا نوشته مي‌شوند، البته شكي در اين امر نيست كه ورزش، ذكر و دعا، تمركز و آرام كردن خود مي‌توانند نقش مؤثري در پيشگيري از ابتلا به ناراحتي‌هاي اعصاب و روان ايفا نمايند، ولي غالباَ وقتي بيماري شروع شد، اين موارد ديگر نمي‌توانند چندان مؤثر واقع شوند. براي توضيح اين مطلب نيز مثالي مي‌زنيم: اغلب افراد نام مرض قند را شنيده‌اند. در اين بيماري، بالا رفتن قند خون بطور دراز مدت باعث بروز عوارض چشمي، قلبي، پوستي، كليوي، و . . . مي‌گردد. حال سؤال اينجا است كه آيا مي‌توان به يك بيمار ديابتي گفت: ”كاري ندارد! . . . فقط كافي است اراده كني كه ديگر قند خونت بالا نرود“. واضح است كه بيماري، روند خود را در پيش مي‌گيرد و تحت كنترل ارادة ما قرار ندارد. پس مي‌توان به آن بيمار گفت: ”رژيم‌ات را نگه دار. . . . دواهايت را مرتب بخور تا قند خونت كنترل شود“.

بيماري‌هاي اعصاب و روان نيز به همين مصداق يك بيماري هستند كه از كنترل ارادة فرد بيرون هستند، فرد نمي‌تواند اراده كند و فكرهاي بد نكند و دلشوره نداشته باشد، شك نكند، يا وقتي عصباني مي‌شود، از كوره در نرود. مرز بين ناراحتي روحي و بيماري نيز دقيقاَ در همين جاست. وقتي كه مشكل در حد ناراحتي است، فرد تلاش مي‌كند تا خود را از چنگ آن رهايي بخشد. زماني كه اين تلاش متوقف شد، ديگر فرد بيمار شده و ارادة فردي يا زور و فشار ديگران تغييري در روند بيماري ايجاد نخواهد كرد، اگر آن را بدتر نكند. درست شبيه اين است كه بخواهند كسي را وادار كنند كه روي پاي شكستة خود راه برودكه اگر اثر مخرب نداشته باشد، قطعاً كمكي هم به بهبود شكستگي نخواهد نمود. به همين مصداق حمايت‌هاي محيطي نيز زماني مي‌توانند به رفع ناراحتي‌هاي اعصاب و روان كمك كنند كه در حد ناراحتي است، ولي وقتي تبديل به بيماري شد ديگر سفر بردن، محبت و توجه نشان دادن، و غيره كمكي به رفع مشكل نخواهند نمود. پس اراده فردي يا اصلاح مسائل محيطي مي‌توانند تا حدودي در بهبود سريعتر بيماري‌هاي اعصاب مؤثر باشند ليكن به تنهايي نمي‌توانند موجب بهبود كامل يك مشكل روحي گردند.

4- اشتباه در تعبير بيماري به وضعيت فرد

اشتباه رايج ديگر در در تعبير بيماري به وضعيت فرد مي‌باشد، اصولاً بناي ما روان‌پزشكان بر ثبات است و آنچه از نظر ما قابل توجه است، نفس تغيير است نه جهت آن.

اينكه فرد ناگهان تغيير كرده هميشه براي ما جاي علامت سؤال به جا مي‌گذارد و چندان مهم نيست كه اين تغيير از نظر جامعه مثبت يا منفي تلقي گردد.،خوش‌اخلاق و خوش‌مشرب شدن ناگهاني فردي كه هميشه بداخلاق بوده از نظر ما جاي علامت سؤال دارد گرچه ممكن است اوايل از نظر اطرافيان وي تغيير مثبتي تلقي گردد. شايان ذكر است كه تغيير براي ما فقط جاي علامت سؤال دارد نه اين كه هر تغييري الزاماً نشان‌دهنده روند بيماري باشد، لذا هر نوع تغيير ناگهاني در وضعيت منش و رفتار يك فرد بايد از لحاظ احتمال ارتباط آن با يك ناراحتي اعصاب مورد بررسي قرار گيرد.

5- ارجحيت دادن به روش‌هاي درماني غير علمي

متأسفانه به گونه‌اي بسيار شايع مشاهده مي‌شود كه در شروع ناراحتي اعصاب در يكي از اعضاي خانواده، اولين اقدام يا توصية درماني استفاده از روش‌هاي درماني غير علمي چون دعا گرفتن، سفر بردن، بادكش كردن، حجامت كردن يا روش‌هايي مثل اينها مي‌باشد. اين نكته بسيار حائز اهميت است كه زمان يك بيماري جدي اعصاب، موجب مي‌شود كه درمان آن مشكلتر شده و به داروهاي معمول و كم عارضه‌تر پاسخ ندهد و اين امر در حقيقت مبتني بر مكانيسم‌هاي عصب-زيستي عملكرد مغز انسان مي‌باشد. توسل به اين روش‌ها – كه در بهترين حالت تنها اثر كمكي در درمان بيماري‌هاي اعصاب دارند – باعث مي‌شود كه فرصت طلايي ابتداي شروع بيماري، كه در آن درمان مي‌تواند با عوارض كمتر و بسيار موفقيت‌آميزتر باشد، از دست رود و زماني كه بيمار از درمان‌هاي فوق‌الذكر نتيجه نگرفت و مدتها از شروع بيماري گذشت، مراجعة وي به پزشك و شروع درمان دارويي ديگر آن نتيجة درخشان را به بار نخواهد آورد.
اين نكته در درمان بيماران معتاد نيز به نحو ديگر تسري مي‌يابد، درمان اين بيماران نيز غالبا در ابتدا با استفاده از روش‌هايي چون درمان هيئتي، محبوس نمودن، درمان‌هاي گياهي، داروهاي دست‌ساز و غيره صورت مي‌گيرد و وقتي اين روش‌ها موفقيت‌آميز نبوده يا خود ايجاد عوارض رواني شديد نمود، منتهي به مراجعه بيمار به پزشك مربوطه مي‌گردد. با اين حال، اين نكته حائز اهميت است كه هر بار شكست در روند ترك، احتمال موفقيت در اقدام‌هاي بعدي را نيز كمتر مي‌نمايد چرا كه هر بار شكست، اعتماد به نفس و باور بيمار به احتمال موفقيت در اين امر را كاهش خواهد داد.

6- منشأ مخدر داروهاي اعصاب

اشتباه رايج ديگر اينست كه اين تصور وجود دارد كه داروهاي اعصاب از خشخاش يا ساير مواد مخدر به دست مي‌آيند، و به همين دليل نيز آرامش‌بخش هستند. نتيجه اينست كه فرد، جهت پرهيز از وابستگي به اين داروها، بطور آگاهانه آنها را مصرف نمي‌كند، نامرتب مصرف مي‌كند يا زودتر از موعد مقرر آنها را قطع مي‌كند. اين در حالي است كه اولاً داروهاي رايج در روانپزشكي هيچ يك از تركيبات يا مشتقات عصارة خشخاش بدست نمي‌آيند. دوم اینکه از ميان داروهاي مورد استفاده در روانپزشكي تنها يك تنها يك گروه ممكن است ايجاد وابستگي نمايند و اين گروه همان است كه اتفاقاً مردم به سادگي و نيز به فراواني مصرف مي‌كنند، داروهايي كه نام بسياري از آنها به عبارت ”زپام“ ختم مي‌شود (مثل اكسازپام، ديازپام، لورازپام، فلورازپام، كلونازپام، و . . . ) البته شايان ذكر است كه كلية داروهاي اعصاب در صورت قطع ناگهاني، ايجاد واكنش در بدن مي‌كنند كه علت آن وسعت عملكرد اين داروها به سيستم عصبي است. يا اين حال، اين به هيچ وجه بدان معني نيست كه داروهاي اعصاب بايد تا آخر عمر ادامه يابند. اين داروها نيز در صورتي كه به تدريج و بر اساس يك پروتكل معين كه براي داروهاي مختلف مي‌تواند اندكي متفاوت باشد باید به آهستگي كاهش يافته و سپس قطع شود، بدون ایجاد هيچ واكنش ناخواسته قابل قطع خواهند بود. سوم اين كه، داروهاي اعصاب غالباً مدتي طول مي‌كشد تا اثر خود را بارز نمايند (غالباً دو تا سه هفته) و اين امر تنها در صورتي رخ خواهد داد كه طي اين مدت مصرف دارو بطور مداوم و منظم صورت پذيرد، اين امر در حالي است كه اغلب عوارض ناخواستة دارويي در همان اوايل استفاده از دارو بروز مي‌يابند و اين امر باعث مي‌شود بيمار تصور نمايد كه ”نه تنها خوب نشده بلكه بدتر هم شده است“ پس داروها را قطع مي‌نمايد. ما مكرراً با بيماراني مواجه مي‌شويم كه با اين شكايت مراجعه مي‌كنند: ”من همة داروهاي اعصاب را مصرف كرده‌ام و هيچ دارويي ديگر روي من اثر ندارد“. وقتي جريان را بدقت و با جزئيات جويا مي‌شويم، متوجه مي‌شويم كه مصرف هيچ يك از داروها بر اساس دستور پزشك متخصص و با ميزان و مدت كافي انجام نشده است و علت اثر نكردن داروها در اغلب موارد مصرف ناصحيح يا ناكافي داروها مي‌باشد.


7- حل مشكل با يك بار مراجعه

اشتباه رايج ديگر اين است كه اين تصور وجود دارد كه روانپزشک خوب در تهران بايد با يك نسخه، مشكل بيمار را بطور كامل رفع نمايد. وقتي اين اتفاق نمي‌افتد  و در حقيقت غالب مواقع نيز همين گونه است،  بيمار يا نزديكان وي فكر مي‌كنند كه آن پزشك نمي‌تواند كمكي به رفع مشكل آنها نمايد و لذا به پزشك ديگر مراجعه مي‌نمايند. نتيجة اين روند بيماري است با كيسه‌اي پر از انواع دارو كه هيچ يك را بطور كامل و درست مصرف نمي‌كند و مشكل وي نيز حل نشده است. در اين موارد، من غالباً اين توصيه را دارم كه ”اين كه به كدام پزشك مراجعه مي‌كنيد البته اهميت دارد ليكن اهميت آن كمتر از آن است كه به يك پزشك مراجعه نماييد و در بروز عوارض دارويي يا عدم بهبودي با داروهاي تجويز شده، از او بخواهيد كه چه بايد كرد“. تعويض پزشك در اين موارد غالباً كمكي به حل مشكل نخواهد نمود. همانطور كه ذكر شد داروهاي اعصاب بايد به ميزان و مدتي كافي مصرف شوند تا مؤثر واقع گردند و مهمترين علت نتيجه نگرفتن از درمان، مصرف نامنظم يا ناكافي داروها يا قطع زودرس آنها مي‌باشد.

حل مشكل با يك بار مراجعه

8- مصرف سرخود داروهاي اعصاب

جنبة ديگري كه در اين زمينه به وفور مشاهده مي‌شود اين است كه فرد يك بار مراجعه به پزشك دارد و دارو نيز دريافت مي‌نمايد، سپس با بهبود نسبي خود اقدام به تمديد داروها مي‌نمايد. اين روش به غايت اشتباه مي‌باشد زيرا اولا اين نگرش كه ”هر كس كه شروع به مصرف داروهاي اعصاب نمود بايد تا آخر عمر آنها را مصرف نمايد“ امروزه ديگر چندان اعتباري ندارد. درست است كه بسياري از بيماري‌هاي اعصاب بايد به طور دراز مدت مورد درمان قرار گيرند، ولي غالبا بايد پس از مدت مشخصي بر حسب نوع بيماري داروها متوقف شوند. نكته ديگر اين كه بدليل احتمال بروز عوارض دارويي، طي دوره درماني با بسياري از داروهاي اعصاب بايد بررسي‌هاي باليني و آزمايشگاهي به طور دوره‌اي انجام گيرند تا بيمار دچار اين عوارض نشود يا در صورت بروز، اقدام مقتضي در اسرع وقت انجام شود. به همين دليل مصرف داروهاي اعصاب بايد حتما زير نظر پزشك مربوطه انجام شود و مصرف سرخود اين قبيل داروها مي‌تواند موجب عواقب بعضا غير قابل برگشت گردد.
نکته دیگر این است که در روانپزشکی برای هر مشکلی داروهای متعددی وجود دارد و هیچ معیاری در دست نیست که کدام دارو برای یک بیمار مفید و بی ضرر میباشد و بسیاری از موارد لازم است بر اساس شواهد موجود دارویی برای بیمار انتخاب شده و موثر و بی ضرر بودن آن مورد بررسی قرار گیرد و در جلسات بعدی بر اساس بازخوردی که از وضعیت بیمار به دست میاید دوز داروها یا در صورت لزوم نوع آنها مورد بازبینی قرار گیرد.

از طرف ديگر، بسياري اين تصور را دارند كه اثر داروهاي اعصاب به طور مثال مانند غذا است: ”همانگونه كه هر قدر بيشتر غذا بخوريم، چاقتر خواهيم شد، به همين قياس هر قدر بيشتر دارو مصرف نماييم زودتر بهبود خواهيم يافت“. بسياري از داروهاي اعصاب اصطلاحا داراي يك پنجرة درماني هستند. بدين معني كه كمتر از يك مقدار مصرف روزانه آن موجب هيچ نوع اثر درماني نخواهد شد و مصرف بيشتر از يك حد مشخص تنها باعث بروز بيشتر عوارض خواهد شد لذا مصرف بيش از آن حد دارو قابل توصيه نيست. مجموعا اين كه مصرف داروهاي اعصاب حتما بايد زير نظر پزشك مربوطه و با همان ميزان توصيه شده از طرف وي انجام شود تا نتيجه مناسب در پي داشته باشد.

9- عدم استفاده از تركيبات شيميايي

تصور رايج ديگر اين است كه بيان مي‌شود داروها شيميايي هستند و بهتر است از تركيبات طبيعي جهت درمان بيماري‌هاي اعصاب و روان استفاده نمود، اين در حالي است كه اولا همة ما مقادير معتنابهي از تركيبات مصنوعي در غذاي روزانه بكار مي‌بريم (همانند قند، شكر، مربا، انواع سسها، انــواع كنسـروها و . . . ) كه علي‌رغم عدم استاندارد بودن و نيز عدم نظارت كافي بر توليد اين مواد و همينطور داشتن انواع رنگ‌هاي شيميايي و مواد نگاه‌دارنده، مصرف آنها را حاوي مشكلي نمي‌دانيم. دوم اين كه داروهاي گياهي اغلب بدليل استاندارد نبودن، عدم انجام بررسي‌هاي دقيق و كنترل‌شدة علمي، متغير بودن ميزان مادة مؤثر، مشخص نبودن تركيبات همراه، و نيز معلوم نبودن نوع و شدت عوارض حاصله، از نظر علمي قابل استفاده نيستند. و سوم اين كه، داروهاي مورد استفاده در روانپزشكي نيز غالباً برگرفته از تركيبات موجود در طبيعت هستند با اين تفاوت كه مادة مؤثر آن استخراج شده و با غلظت و ميزان مشخص و با عوارض بررسي شده و قابل پيش‌بيني بصورت داروهاي موجود به بازار عرضه مي‌شوند. دقت كنيم كه بر اساس اين نظر مناسب‌تر است كه فرد براي درمان افسردگي خود از ترياك و براي درمان اضطراب خود از الكل – به عنوان تركيبات كاملاً طبيعي – بهره جويد به جاي اينكه به مصرف دارو روي آورد و نتيجة اين نوع تفكر را هم اكنون در جامعه ناظر هستيم.

عدم استفاده از تركيبات شيميايي

10- قطع زودرس داروها

مشكل مهم ديگر قطع زودرس داروها است. غالباً اين تصور وجود دارد كه درمان بيماري‌هاي اعصاب و روان نيز مثل سرماخوردگي، با بهبود علايم ظاهري بيماري بايد متوقف شود. ليكن در اغلب موارد اين بيماري‌ها بدليل زمينه‌هاي موجود براي ابتلا، درمان نيز بايد بطور درازمدت انجام شوند. به مثال دو بوته بر مي‌گرديم: كافي نيست كه با ريختن اندكي آب بر روي بوتة خار مشتعل، آتش آن را خاموش نماييم، چرا كه با جرقة بعدي دوباره مشتعل خواهد شد، بلكه درست‌تر اين است كه بطور مداوم حتي وقتي كه شعله‌اي در كار نيست، مرتباً بوته را آبياري نماييم تا سبز شود و ديگر با يك جرقه آتش نگيرد. به همين مثابه درمان امراض روحي نيز بدليل وجود زمينه‌هاي دروني، حتي در صورت رفع كامل علايم، بايد بطور دراز مدت انجام شود تا حتي‌الامكان آن زمينه برطرف شده و بيماري ديگر عود ننمايد. قطع زودرس داروها غالباً منجر به عود زودرس بيماري مي‌گردد و عودهاي مكرر بيماري غالباً صدمة جبران‌ناپذيري به موقعيت اجتماعي، شغلي، و خانوادگي فرد وارد مي‌نمايد. بهتر است كه فرد آرامش داشته باشد، پدر يا مادر خوبي براي فرزندان خود، همسر خوبي براي همسر خود، و همكار و دوست خوبي براي همكاران و دوستان خود باشد و در روز اندكي نيز دارو مصرف كند تا اين كه به دليل ناآرامي دروني، خانواده‌اش را، كارش را، آينده‌اش را، و دوستانش را از دست بدهد به قيمت اينكه آن اندك دارو را مصرف ننمايد. پس توجه به اين نكته الزامي به نظر مي‌رسد كه در بسياري از بيماري‌هاي اعصاب، مصرف داروها علي‌رغم مرتفع شدن علايم بايد تا مدتي ادامه يابد و قطع زودرس آنها مي‌تواند منجر به بروز عواقب نامناسبي براي بيمار گردد.

پس به خاطر بسپاريم:

  1. بيماري‌هاي اعصاب و روان غالباً ريشه در زمينه‌هاي ارثي و تربيتي دارند.
  2. هر مشكل روحي ديوانگي نيست ليكن براي درمان آن بايد از يك روان‌پزشك مدد جست.
  3. اراده فردي يا اصلاح مسائل محيطي مي‌توانند تا حدودي در بهبود سريعتر بيماري‌هاي اعصاب مؤثر باشند ليكن به تنهايي نمي‌توانند موجب بهبود كامل يك مشكل روحي گردند.
  4. هر نوع تغيير ناگهاني در وضعيت منش و رفتار يك فرد بايد از لحاظ احتمال ارتباط آن با يك ناراحتي اعصاب مورد بررسي قرار گيرد.
  5. هر قدر درمان بيماري‌هاي اعصاب و روان زودتر شروع شود، نتيجة آن بهتر خواهد بود.
  6. داروهاي روانپزشكي غالباً ايجاد وابستگي نمي‌كنند و ارتباطي با خشخاش ندارند.
  7. داروهاي اعصاب بايد به ميزان و مدتي كافي مصرف شوند تا مؤثر واقع گردند و مهمترين علت نتيجه نگرفتن از درمان، مصرف نامنظم يا ناكافي داروها يا قطع زودرس آنها مي‌باشد.
  8. مصرف داروهاي اعصاب بايد حتما زير نظر پزشك مربوطه انجام شود.
  9. استفاده از داروها با وجود شيميايي بودن تركيب آن بر روش‌هاي غير علمي ديگر ارجحبت دارد.
  10. در بسياري از بيماري‌هاي اعصاب، مصرف داروها علي‌رغم مرتفع شدن علايم بايد تا مدتي ادامه يابد و قطع زودرس آنها مي‌تواند منجر به بروز عواقب نامناسبي براي بيمار گردد.
برچسب ها:
دکتر بابک ثابتی

دکتر بابک ثابتی

متخصص اعصاب و روان (روانپزشک و درمانگر)
متخصص و مشاوره در زمینه های اختلالات روانپزشکی، ازدواج، اعتیاد، شغلی، مشکلات زناشویی و خانوادگی

آخرین دیدگاه‌ها

مقالات مرتبط
اختلال شخصیت وابسته

اختلال شخصیت وابسته

یکی از اختلالات روانی شایع که بر اساس الگوی رفتاری تکرارشونده‌ای شکل می‌گیرد، اختلال شخصیت وابسته یا اختلال DPD است....

پرسش و پاسخ تکمیلی

سوالات شما در اسرع وقت پاسخ داده شده و از طریق ایمیل اطلاع رسانی خواهد شد

0 دیدگاه
یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *