علامت‌شناسي بيماري‌هاي رواني

 

علامت‌شناسي بيماري‌هاي رواني

در اين مبحث به دو موضوع مهم خواهيم پرداخت: يكي مفهوم پسيكوز و افتراق آن از نوروز و ديگر ويژگي‌هاي اختلالات شناختي مهم و در صدر آنها دليريوم

 پسيكوز و افتراق آن از نوروز:

پسيكوز به وضعيت رواني خاصي اطلاق مي‌شود كه در آن ارتباط فرد با محيط پيرامون خود آن‌چنان گسسته شده كه ارزيابي فرد از پيرامون خود (قضاوت) و نيز ارزيابي وي از خودش (بصيرت)، نه با تكيه بر واقعيت‌هاي موجود، بلكه بر مبناي طرح‌هاي از پيش تأيين‌شده معيني صورت مي‌گيرد كه ساخته و پرداخته ذهن اوست. به اين دو يافته مهم در پسيكوز، بروز اختلال در دو حوزه قضاوت و بصيرت مي‌باشد.

بطور كلي، پسيكوز داراي 5 علامت اصلي است. وجود يك علامت از اين 5 علامت دال بر وجود وضعيت پسيكوز بوده و وجود دو علامت حكايت از بيماري اسكيزوفرني خواهد داشت. اين علائم به شرح زير مي‌باشند:

 1- توهم

توهم عبارت است از ادراك بدون محرك. ادراك واقعي بواسطه وجود يك محرك، توسط يكي از حواس پنج‌گانه صورت مي‌پذيرد. هر گاه در يكي از حوزه‌هاي ادراكي، ادراك رخ دهد بدون اينكه محركي وجود داشته باشد، فرد دچار توهم شده است.

چند ويژگي در توهم از اهميت خاصي برخوردار است:

1)          توهم مشابه يك ادراك واقعي بوده و كاملا عيني است. بدين لحاظ توهم داراي جزئيات واضح و قابل تشخيص مي‌باشد. عيني بودن و مشابه ادراك واقعي بودن توهم، باعث مي‌شود فرد قادر به انكار آن نباشد. بطور مثال وقتي فردي به وضوح صداهايي را مي‌شنود كه با او حرف مي‌زنند، به او دستوراتي مي‌دهند، يا خبرهايي را به اطلاع او مي‌رسانند، وي نمي‌تواند فكر كند كه اين يك ادراك غير واقعي است. با اين حال بطور مبهم احساس مي‌كند كه ديگران ادراك مشابهي را ندارند. لذا سعي مي‌كند از ادراك خود با ديگران صحبتي به ميان نياورد. بنا بر اين، در اين زمينه دو نكته شايان ذكر است: اول اينكه، عدم وضوح و عينيت و روشن نبودن محتواي ادراك، رد كننده توهمي بودن آن ادراك مي‌باشد. مثلا شنيدن اصوات مبهمي كه معلوم نيست چه مي‌گويند يا مشاهده اشباح يا سايه‌هايي كه معلوم نيست كه هستند، توهم به حساب نمي‌آيند. دوم اينكه، غالبا در مصاحبه با بيمار تا از توهم به وضوح و بطور مستقيم سؤال نكنيم، حرفي از آن به ميان نمي‌آورد لذا اگر ابتدا به ساكن و بدون سوالي، بيمار خود شروع به بيان تجربيات توهمي خود نمود، حتما بايد در حقيقي بودن آن شك نمود.

2)          در اختلالات رواني، توهم غالبا در يك يا حداكثر دو حوزة ادراكي بروز مي‌نمايد. لذا بروز توهم در بيش از دو حوزه ادراكي دلالت بر احتمال بيشتر منشأ جسماني آن دارد (مثل مصرف مواد يا وضعيت دليريوم)

3)          توهم غير ارادي و خارج از محدوده اختيار فرد مي‌باشد. هر گاه فردي هر زمان كه مايل است مثلا با خداي خود خلوت مي‌كند و پاسخ سؤالاتش را از او مي‌گيرد، حتما بايد شك نمود كه او در خفا موادي مصرف مي‌كند بعد دچار توهم مي‌شود.

 2- هذيان

هذيان عبارت است از باور غلطي كه ريشه در فرهنگ فرد ندارد و با بحث و مجادله نيز رفع نمي‌شود.

هذيانها بر اساس محتواي خود، به انواع پارانوئيد[1]، كنترل[2]، ارجاع[3]، و تأثير[4] تقسيم مي‌شوند. محتواي هذيان‌ها در اختلالات شديد خلقي غالبا متناسب با خلق است ليكن در اختلالات جنون مثل اسكيزوفرني مي‌تواند متناسب با خلق نباشد. به اين ترتيب، عدم تناسب محتئاي هذيان با وضعيت خلق و روحيه مي‌تواند دلالت بر وجود يك اعتلال جنون در بيمار داشته باشد.

نكاتي در ارتباط با هذيانها:

1)          آنچه كه كيفيت هذياني يك باور را مشخص مي‌كند، عدم وجود ارتباط درست علت و معلولي بين شواهدي است كه آن باور بر آن مبتني است و خود باور مي‌باشد. مثلا اينكه پيشاني فردي درد بكند الزاماً بدين معني نيست كه موجوداتي از يك كره ديگر دستگاه‌هايي جهت كنترل اعمال و افكار وي زير پوست پيشاني وي نصب كرده‌اند.

2)          در زمينه يك هذيان، ابعاد زير قابل بررسي‌اند: 1- يقين: حدي كه فرد به درستي باور خود اعتقاد دارد. 2- وسعت[5]: حدي كه باور هذياني زندگي فرد را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد. 3- غير عادي بودن: حدي كه باور هذياني با عرف قابل قبول جامعه فاصله دارد. 4- لجام‌گسيختگي: حدي كه يك باور هذياني در ذهن فرد، پايدار، منطقي و نظام‌يافته تلقي مي‌گردد. 5- فشار: حدي كه فرد با باور هذياني خود مشغوليت فكري دارد. 6- پاسخ عاطفي و رفتارهاي نادرست ناشي از باور هذياني.  هذيان در ابتدا گنگ، مبهم و كلي است. (فرد فكر مي‌كند آرامش ندارد، عده‌اي مراقب او هستند) رفته رفته اين فكر جهت و سوژه خود را مي‌يابد (توي اتاق من دوربين گذاشته‌اند و مرا مي‌پايند) و سپس نظام‌يافته[6] شده و افراد مختلف در آن جاي خود را مي‌يابند (وزارت اطلاعات از طريق دكتر به باباي من پول داده تا توي اتاق من دوربين كار بگذارد كه از طريق آن، اطلاعاتي‌ها بتوانند شب و روز من را بپايند).

3)          هنگامي كه يك هذيان تحت درمان قرار مي‌گيرد، ابتدا تظاهرات بيروني آن (رفتارهاي نادرست – وسعت – غير عادي بودن) كاسته شده سپس بار عاطفي – فشار – و لجام‌گسيختگي آن تدريجاً كمتر خواهد شد. سپس به آرامي از يقين فرد نسبت به آن باور كاسته مي‌شود. اينجا گفته مي‌شود هذيان فرد شكننده شده است. نكته مهم اين است كه شكننده شدن يك هذيان زودتر از دو ماه از شروع درمان موثر حادث نخواهد شد و رفع كامل يك هذيان نياز به ماه‌ها درمان دارد. پس فردي كه ده روز است درمانش شروع شده و بيان مي‌كند كه ديگر هرگز ’آن فكرها‘ را ندارد، يا زمان بستري دروغ گفته يا الان دروغ مي‌گويد يا هذيان بدليل مسموميت يا محروميت مواد بوده است. 

3- از هم گسيختگي كلام[7]

تكلم غير مرتبط به سوال مربوطه و بخصوص به كار بردن جملات غير مرتبط يا كلمات بي‌جا از نمونه‌هاي بارز از هم گسيختگي در كلام مي‌باشد. به خاطر داشته باشيم پرش كلام كه از ويژگي‌هاي بيماران مانيك است، جزو علائم پسيكوز محسوب نمي‌شود. 

4- از هم گسيختگي واضح رفتار[8] يا رفتار كاتاتونيك[9]

ويژگي‌هاي كاتاتونيا عبارتند از: 1- بي‌حركتي محض 2- وضعيتي به نام شكل‌پذيري مومي[10] كه در آن فرد را به هر نحوي تغيير شكل دهيم به همان شكل مي‌ماند 3- افزايش بي‌هدف فعاليت حركتي همراه با پرخاشگري بدون وجود محرك خارجي 4- منفي‌گرايي ( بدين مفهوم كه اگر سعي كنيم بيمار را حركت دهيم، به شدت مقاومت مي‌كند. اين در حالي است كه خود نيز بي‌حركت است )  5- سكوت مطلق 6- وضعيت‌گيري ( قرار گرفتن بيمار در وضعيتي خاص كه ساعتها دوام مي‌يابد 7- رفتارهاي تكرارشونده بي‌هدف 8- شكلك در آوردن‌هاي نابجا و بي‌مفهوم 9- تكرار كلام يا تكرار حركات.

5- وجود علايم منفي

بيشتر علايم در روانپزشكي، علايمي هستند كه نبايد باشند ولي هستند، مثل خلق افسرده، توهم يا افكار خودكشي. ليكن عده‌اي از علايم نيز در روانپزشكي هستند كه در فرد عادي بايد وجود داشته باشند مثل ارتباط برقرار كردن در يك جمع، رسيدگي به وضع ظاهري و آراستگي، داشتن واكنش‌هاي عاطفي به مسايل روزمره زندگي و غيره. از بين رفتن اين علايم تحت عنوان علايم منفي تلقي شده و يافته مهمي به نفع وضعيت جنون محسوب مي‌شود.

 

 

 


[1]     Paranoid delusion

[2]     Delusion of Control

[3]     Delusion of Reference

[4]     Delusion of Influence

[5]     Extension

[6]     systematized

[7]     disorganized speech

[8]     grossly disorganized behavior

[9]     Catatonic behavior

[10]   waxy flexibility

 

زمان انتشار: يكشنبه 12 خرداد 1392 (5 سال قبل)
تعداد بازدید: ۱۱۱۹