مقدمه ای بر مصرف مواد و درمان آن

مقدمه‌ای بر مصرف مواد و درمان آن

مصرف مواد روانگردان به خصوص در دهه اخیر تبدیل به یکی از مهمترین و غامضترین معضلات و مشکلات در جامعه ما شده است. حل این معضل به طور ریشه‌ای بی‌شک نیازمند همکاری و همیاری بسیاری از ارگانهای حکومتی و اجتماعی می‌باشد و بدون تردید با تلاش در زمینه درمان یک یا چند فرد مبتلا قابل حل نخواهد بود. عوامل متعددی در شیوع بی‌سابقه این امر طی سال‌های اخیر دخیل بوده‌اند و اقداماتی چون مبارزه با توزیع‌کننده‌ها و ترانزیت مواد، تبلیغات مستمر بر علیه گسترش مصرف آنها در بین جوانان و درمان مبتلایان در این زمینه تنها جزء کوچکی را در رابطه با تلاش اجتماعی برای حل این معضل تشکیل می‌دهد.

حقیقت اینست که همسایگی با کشورهای مهم تولیدکننده، قرار داشتن بر سر راه ترانزیت مواد تا کشورهای دیگر، فشارها و نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی، فقر و بیکاری، درآمد سرشار ناشی از ترانزیت و فروش مواد، استیلای فرهنگ مادی و پول‌دوستی صرفنظر از نحوه ابتیاء آن، تضعیف و عقب نشاندن طبقه متوسط تحصیل‌کرده به عنوان الگویی برای جوانان، گسترش و توسعه مهارناپذیر تولید مواد در داخل، سطح دسترسی بسیار بالا، شکاف عمیق فرهنگی بین نسل‌ها که با اقدامات تبلیغی یک‌سویه و ناکارآمد ارگان‌های مسئول و متولیان فرهنگی کشور به هیچ عنوان برطرف نشده است، و دستهای پشت‌پرده با اغراض واضح اجتماعی و سیاسی و بسیاری موارد دیگر از جمله عوامل زمینه‌ساز مهم در بعد اجتماعی هستند که تأثیری به سزا در گسترش این بحران اجتماعی ایفا نموده‌اند.  همانگونه که ذکر آن رفت، رسیدگی و مقابله با این معضل از بعد اجتماعی محتاج همکاری و ارتباط تنگاتنگ کلیه ارگان‌های ذی‌ریط از متولیان فرهنگی (آموزش و پرورش، آموزش عالی، وزارت فرهنگ و ارشاد، صدا و سیما، سازمان تبلیغات انقلاب اسلامی، مساجد، بسیج، و غیره) تا دست‌اندرکاران انتظامی و قانونی می‌باشد.

از بعد فردی، عواملی چون استرس، بیکاری، عدم امید به آینده در میان جوانان، نبود آلترناتیوهای مناسب، ساختارهای شخصیتی و الگوهای ذهنی ناکارآمد و زمینه‌های ارثی و تربیتی از عوامل مهم زمینه‌ساز بروز اعتیاد می‌باشند.

مواد روانگردان از نظر تأثیر شیمیایی به دو دسته کلی مخدرها و محرک‌ها تقسیم می‌شوند. نکته مهم اینست که در مغز مداری وجود دارد با نام سیستم پاداش و این مدار محل درک لذت، انگیزه، و امید می‌باشد. با شروع مصرف همه انواع مواد روانگردان، آرام آرام کنترل این مدار به دست مواد می‌افتد و معنی این امر این است که دیگر همه چیز اعم از موفقیت، برتری، درآمد، و حتی لذت‌های غریزی چون ارتباط جنسی در کنار مواد لذت‌بخش می‌باشند و هیچ چیز بدون مواد نمی‌تواند ایجاد لذت یا انگیزه در فرد نماید. این آسیب فراگیر در مغز باعث بروز مجموعه علائمی می‌شود که در مصرف‌کنندگان انواع مختلف مواد اعم از مخدر یا محرک مشترک می‌باشد و عبارتند از :

1-     میل شدید به مصرف و عدم توانایی در کنترل این میل

2-     محوریت مواد (بدست آوردن پول لازم، تهیه مواد و زمان و مکان مصرف آن) و وقت زیادی که این امور تلف می‌نمایند که باعث از دست دادن زمان و عدم فرصت کافی برای رسیدگی به کار و امور روزمره زندگی می‌گردد

3-     بی‌تفاوتی به محیط و نزدیکان و دوستان مگر آنان که به لحاظ تهیه یا مصرف مواد با فرد پیوند خورده‌اند

4-     تلاش‌های مکرر برای ترک

5-     افسردگی، خلق عصبی و تحریک‌پذیر، ناامیدی و درماندگی

6-     افت عملکرد تحصیلی و شغلی

7-     بی‌انگیزگی و عدم رضایت از زندگی

8-     عصبانیت زودرس و عدم توانایی در کنترل تکانه‌ها

9-     خستگی زودرس و عدم استمداد در کار و تحصیل

10-بی‌برنامگی و عدم انضباط

11-بدبینی و احساس تهدید از طرف دیگران

12-افکار یا اقدام به خودکشی، آسیب به خود یا دیگران

تردیدی نیست که مواد روانگردان جدید علی‌الخصوص شیشه در این زمینه از سایر مواد خطرناک‌تر می‌باشند. این امر علی‌رغم آن است که ظاهرا ادعا می‌شود این مواد اعتیاد ندارند. به دلیل همین آسیب فراگیر مغزی است که سم‌زدایی و رفع علایم محرومیت جسمی در حقیقت ساده‌ترین مرحله در درمان اعتیاد است و تجربه‌ی ناموفق استفاده از روش‌هایی چون سم‌زدایی فوق‌سریع (UROD) در جامعه کنونی و شکست درمانی بیش از 90% به خوبی گویای این واقعیت است که درمان اعتیاد یک روند طولانی‌مدت بوده و نیاز به دست‌کاری در بسیاری از متغیرها دارد تا اثری پایدار از خود به جای بگذارد.

نکته مهم دیگر در درمان اعتیاد این است که بدانیم یک بار شکست در درمان تنها یک بار شکست نیست بلکه اعتماد به نفس فرد را در این زمینه که می‌تواند ترک کند، از بین می‌برد و با چند بار شکست در درمان فرد به این نتیجه می‌رسئ که راهی جز ادامه مصرف ندارد. از طرف دیگر درمان‌های نادرست و غیرعلمی که با کمال تأسف رواج غیرمنتظره‌ای یافته‌اند، به دلیل تکیه بر روش‌های غلط و بی‌حاصل تنها موجبات شکست بیماران در درمان را به دنبال داشته و منتهی به ناامیدی فرد از درمان می‌شود. علی‌رغم آثار سوء این روش‌های درمانی، متأسفانه هیچ نوع تلاشی از سوی متولیان امر در جهت روشنگری و تبیین روش‌های صحیح مبارزه با اعتیاد در سطح جامعه مشاهده نمی‌شود و استفاده روش‌های مبهم و غیرعلمی چون درمان هیئتی، یابویی، کمپ، سم‌زدایی‌های غیرعلمی، زندانی‌کردن در خانه و روش‌هایی از این دست نه تنها در درمان بیماران موفق نبوده‌اند بلکه خود بر مشکلات بیماران افزوده و اعتماد آنان را به درمان مختل کرده‌اند.

درمان اعتیاد کار روانپزشک یا پزشک آموزش‌دیده در این زمینه است و درمان فرد معتاد در دستان نااهل افراد سودجو تنها باعث غامض‌تر شدن مشکل و نتایج وخیمتر در بیماران می‌گردد.

زمان انتشار: يكشنبه 12 خرداد 1392 (5 سال قبل)
تعداد بازدید: ۶۰۰